تبليغاتX
بهوونه

بهوونه

به عزیزکم !

بغض من

 انزوال جسم تو

خواب من

رویای دیدن تو

ترس من

 تنها بودن تو

سهم من

تنهایی پس از تو

  

+  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385   ریحانه  | 

تنهایی...

لحظه از ازدحام حضورت لبریز شده است

کمی سرم را خلوت کن!

تنهایی ام آن سوی دیوار، بی من، تنها مانده است !

 

+  دوشنبه چهارم دی 1385   ریحانه  | 

واهی

 باز باران بود که تا بی نهایت می بارید

و آفتاب که دیر کرده بود.

من از امتداد شب تا سپیده ایستادم

اما آفتاب سر قرار نیامد!

 

+  شنبه دوم دی 1385   ریحانه  |